![]() |
![]() |
|
| یادداشت هایی در تنهایی |
|
میلاد با سعادت سلطان خراسان ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا (ع) رو به همه
عاشقان خاندان عصمت و طهارت تبریک عرض می کنم
التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط علی |
|
|
بخشی از سخنان استاد آیة الله سید حسن ابطحی در مورد لزوم داشتن استاد در راه رسیدن به پروردگار و تزکیه نفس ایشان می فرمایند: جمعی گمان می کنند که راه پرخطر سیر الی الله را بدون راهنما و استاد می توان پیمود ،چه فکر اشتباهی! زیرا یادگرفتن آسانترین کارهای مادی دنیا بدون استاد و معلم میسر نیست پس چگونه میتوان مشکلترین کارها که آدم شدن و انسان گردیدن باشد را بدون استاد و راهنما یاد گرفت؟؟؟ آیة الله العظمی امام خمینی (ره) که عمری در راه تزکیه نفس گذرانده بودند میفرمودند: استاد برای خود معین نمایید ، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید. خودرو نمیتوان مهذب شد. چه طور علم فقه و اصول به مدرس نیاز دارد ، درس و بحث میخواهد؟! برای هر علم و صنعتی در دنیا استاد لازم است؟ لکن علوم معنوی و اخلاقی به تعلیم و تعلم نیاز ندارد؟! و خودرو و بدون معلم حاصل میگردد؟! حافظ در این خصوص میفرماید: طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی و نیز میگوید: شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد که چند سال به جان، خدمت شعیب کند
بخشی از کتاب ((سیر الی الله)) که اشاره دارد به این موضوع: "تصمیم داشتم تمام داروها را مصرف کنم" من در سنین جوانی از خواب غفلت بیدار شده بودم در آن موقع با خود فکر میکردم که اگر همیشه قرآن بخوانم و دعاها را تکرار کنم و گناهان را ترک نمایم و واجباتم را انجام دهم از اولیاء خدا هستم. لذا روز و شب تمام کارم انجام این اعمال بود. ولی وقتی به صفات اولیاء خدا در قرآن و احادیث برخورد میکردم میدیدم هیچ یک از آن صفات در من وجود ندارد و من با اولیاء خدا فاصله زیادی دارم. یک روز با خود فکر کردم شاید این جامعه و این غذاهای مشتبه نمیگذارد که عبادتهای من در من تاثیر کند لذا مدتی در تابستان خودسرانه به کوهستانی که کسی مرا در آنجا نمی شناخت رفتم و مشغول ریاضت و عبادت شدم. اما باز هم اثری ندیدم بالاخره حوصلهام سر آمد یک شب در خانه خدا در همان کوهستان بسیار گریه کردم و از خدای تعالی علت این عدم موفقیتم را درخواست نمودم. شب در عالم رؤیا دیدم که من مبتلا به کسالتهای بدنی مختلفی هستم در آن موقع وارد داروخانهای شده و تصمیم داشتم بدون حساب و برنامه داروها را بخورم تا از امراض مختلفی که دارم نجات پیدا کنم. دکتر حاذقی که آنجا بود به من گفت این کار خطرناک است اگر میخواهید واقعاً معالجه شوید اول باید طبیب و پزشک متخصصی شما را معاینه کند، امراض شما را تشخیص دهد سپس از این داروها آنچه که برای مرض و کسالتهای شما مفید باشد تجویز نماید و شما طبق دستور او آنها را بخورید تا معالجه گردید. در این موقع از خواب پریدم و متوجه اشتباه خود گردیدم و دانستم وقتی با امراض جسمی که محسوس و سادهتر قابل تشخیص است نمیتوان اینگونه معامله کرد چگونه میتوان با امراض روحی که دقیقتر و حساسترند به این سادگی برخورد نمود. پس حتماً استاد، طبیب روح ،حکیم ، مرشد و راهنما لازم است او باید به کمک خود من امراض روحی مرا تشخیص دهد و داروئی از میان دعاها و نوافل و مستحبات انتخاب کند و طبق برنامه صحیح و استادانه آنها را به من دستور دهد و مواظبت نماید تا من به آرامی و بدون صرف وقت از امراض روحی نجات پیدا کنم و به مقصد برسم . لذا خدمت یکی از اولیاء خدا رفتم و از او کمک خواستم او دست مرا گرفت و مثل پدری مهربان جنبه های روحی مرا کنترل نمود و به سوی کمالات بالا برد.
منبع: وبلاگ دختر تنهای تنها |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف
در متن ادرک یک کوچه تنها ترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است... |
| پیوندها |
|
دختر تنهای تنها نی لا شب مهتاب نرگسی سلام عاشقانه عشق كه گناه نيست اللهم عجل لولیک الفرج سلام علی آل یاسین آخرین منجی راهیان سرزمین عشق |
|
RSS
|